برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور
برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور
برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور
عکس نی نی گذاشتم پروفایلم...
کاملا بی قصد و منظور...
صرفا دلم برایشان ضعف رفته بود!
انگار باقی خیال دیگر کرده بودند...
چندین نفر مسیج داده و سوال کرده بودند...
آخریشان در گروه دوستان دانشگاه مهمان ب
برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور
برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور
از چیزهایی که توی دلم سنگینی میکنه
از چیزهایی که از صبح بارها چشمام رو پر کرده و صدام رو لرزونده
از چیزهایی که باعث شده قفسه سینه ام بسوزه
اما خیلی چیزها مانعش میشه
خیلی چیزها
یکیش منتشر نکردن انرژی منفی
و دیگری سوت و کور بودن اینجا
بیخیال!
همانا نگفتن بهتر است!
آخر هفته خوبی داشته باشید...
برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور
برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور
برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور
نبودن ِ رئیس روسا این هفته و در ادامه اش کم شدن حجم کار این هفته حالم خوب کرده... گرچه دلم میخواست من هم از دستم برمیومد و کاری برای سیل و آب و آب بازی های جنوب انجام میدادم...خوشگلاسیون دیروز و بعدشم رفتن خونه مامان و دیدنشون بی تاثیر نبوده...
یا شایدم برنامه تولد بازی امشب یا تعطیلات پیش ِ رو...
حال ِ خوبی بهم داده میون کلی حدس و گمانهای تلخ!
حال ِ خوبتون مستدام رفقا![]()
برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور
گاهی انقققققدر بی پناهی که نمیدونی کجا بری تا قرار بگیری....
کانتکت گوشیت رو نگاه میکنی و پیش خودت فکر میکنی مگه پناه تر از پدر و مادر داری ولی.....
ترجیح میدی انقققققدر مترو سواری کنی تا خسته شی...
انققققدر بی مقصد بری تا شاید برسی....
هیچ وقت انقققققدر قلبم مچاله نشده بود....
هیچ وقت انققققدر غصه نداشتم....
هیچ وقت انققققفدر بی پناه و بی یاور نبودم...
هیچ وقت....هیچ وقت....
برچسب:
نویسنده: مریم قنبریپور