خرید بک لینک

درباره سایت

گاهی

امکانات وب

سرم به شدت درد میکنه...درد از کتفام میزنه به پشت سرم... دارم فکر میکنم نیت من کجا برداشت فلانی کجا.... دارم فکر میکنم چرا جواب منی که همیشه سعی کردم با تمام دل و جونم کار کنم اینه؟ اینکه من نمیتونم حر

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

دم صبحی خواب میدیدم همکاری که به تازگی بچه دار شده فوت کرده! انقـــــــــــــــــدر تو خواب ناراحت بودم و گریه میکردم! هی میگفتم طفلکی خانمش! تازه بچه دار شدن! و خب یه خواب بد هم قبلترش دیده بودم...

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

بشدت خوابم میاد! دیشب برای اولین بار شروع کردم به درس خوندن برای آزمون بهمن! از دست همسر بشدت دلخور بودم! بنظر من میتونست با تلاش بیشتر نذاره اینطور شه اما خب دلسرد شده بود و اونجور که باید تلاش نکرد

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

عکس نی نی گذاشتم پروفایلم... کاملا بی قصد و منظور... صرفا دلم برایشان ضعف رفته بود! انگار باقی خیال دیگر کرده بودند... چندین نفر مسیج داده و سوال کرده بودند... آخریشان در گروه دوستان دانشگاه مهمان ب

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

برایش خوشحال بودم به آنچه که دوست داشت رسیده... از من و زندگی پرسید... گفتم راضی ام! گفت ازم بپرس؟ پرسیدم "چقدر اون چیزی که باید، هستی؟" گفت "65 درصد" و این یعنی قبولی! اینکه آدمها عاقل و پخته می شو

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

دلم میخواست اینجا بنویسم

از چیزهایی که توی دلم سنگینی میکنه

از چیزهایی که از صبح بارها چشمام رو پر کرده و صدام رو لرزونده

از چیزهایی که باعث شده قفسه سینه ام بسوزه

اما خیلی چیزها مانعش میشه

خیلی چیزها

یکیش منتشر نکردن انرژی منفی

و دیگری سوت و کور بودن اینجا

بیخیال!

همانا نگفتن بهتر است!

آخر هفته خوبی داشته باشید...

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

هفته ای که گذشت پر بود از دلهره و استرس ... شروع بهمن مصادف شد با جراحی مامان... از سخت ترین روزهای عمرم را تجربه کردم... با هر ناله مامان من مردم.... عمل سختی بود...این را دکتر بارها گفته بود ... ولی

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

از حموم دراومده و لمیده روی کاناپه درحالی که افتاب بی جون روی سر و صورتم پخش شده و حسابی کیفورم .... اما سومین مهره از ستون فقراتم بشدت درد میکنه و نمیذاره کیفه بچسبه بجونم.... تتمه درد طاقت فرسای دیش

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

نبودن ِ رئیس روسا این هفته و در ادامه اش کم شدن حجم کار این هفته حالم خوب کرده... گرچه دلم میخواست من هم از دستم برمیومد و کاری برای سیل و آب و آب بازی های جنوب انجام میدادم...

خوشگلاسیون دیروز و بعدشم رفتن خونه مامان و دیدنشون بی تاثیر نبوده...

یا شایدم برنامه تولد بازی امشب یا تعطیلات پیش ِ رو...

حال ِ خوبی بهم داده میون کلی حدس و گمانهای تلخ!

حال ِ خوبتون مستدام رفقا

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

گاهی انققققدر دلت پره که دلت میخواد پسرک آدامس فروش مترو رو بغل کنی و گریه کنی....

گاهی انقققققدر بی پناهی که نمیدونی کجا بری تا قرار بگیری....

کانتکت گوشیت رو نگاه میکنی و پیش خودت فکر میکنی مگه پناه تر از پدر و مادر داری ولی.....

ترجیح میدی انقققققدر مترو سواری کنی تا خسته شی...

انققققدر بی مقصد بری تا شاید برسی....

هیچ وقت انقققققدر قلبم مچاله نشده بود....

هیچ وقت انققققدر غصه نداشتم....

هیچ وقت انققققفدر بی پناه و بی یاور نبودم...

هیچ وقت....هیچ وقت....

برچسب: نویسنده: مریم قنبری‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 اسفند 1397 ساعت: 20:36

صفحه بندی